X
تبلیغات
مای اسپید
شهرمن M.I.S
  
 مسجدسلیمان (پارسوماش)زادگاه کورش واولین شهر پارسی تبار
 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 28 مرداد‌ماه سال 1393
سیمین شعر ایران درگذشت. روحش شاد


سیمین بهبهانی شاعر و غزل سرای برجسته در ساعات اولیه بامداد روز سه شنبه  دار فانی را وداع گفت.


                       &&&&&&&&


یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بیمارش کنم
بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم
گوید میفزا قهر خود ، گویم بخواهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم
هر شامگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنم
چون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم


سیمین بهبهانی


 


 

دارا جهان ندارد،                   سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در                   هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید          البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند،                     آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند                     آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو               گرز گران ندارد
روز وداع خورشید،                  زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان،                   نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا                    نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما                   تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها                    بر کام دیگران شد
نادر ز خاک برخیز                   میهن جوان ندارد
دارا ! کجای کاری                  دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند                 دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی                 فریادمان بلند است
اما چه سود،                       اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است       این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس              شیر ژیان ندارد
کو آن حکیم توسی                شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما                 دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش               ای مهرآریایی
بی نام تو ، وطن نیز               نام و نشان ندارد


سیمین بهبهانی

 


 

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم


سیمین بهبهانی



خواهم چو راز پنهان، از من اثر نباشد
تا از نبود و بودم، کس را خبر نباشد
خواهم که آتش افتد، در شهر آشنایی
وز ننگ ِ آشنایان، بر جا اثر نباشد
گوری بده، خدایا! زندان پیکر من

تا از بهانه جویی، دل دربدر نباشد...


سیمین بهبهانی


 
دوشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1393

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی عبور کرد.

مرد نماز را شکست و گفت:

مردک، در حال راز و نیاز با خدا بودم،برای چه این رشته را بریدی...؟؟؟

مجنون لبخندی زد و گفت:

من عاشق بنده ای بودم و تو را ندیدم،تو عاشق خدا بودی چطور مرا دیدی...؟؟؟


 
یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393
تیم فوتبال جوانان خوزستان قهرمان ایران سال 1362 رشت

تابستان سال  - 62رشت

تیم فوتبال جوانان خوزستان قهرمان ایران  در صورتیکه تعداد زیادی از انها بچه های مسجدسلیمان بودندو اهواز و ابادان هرکدام یک نفر در تیم منتخب حضور داشتند.


افراد حاضر:   ؟ (دزفول)- کریم البوخنفر(شادگان)-صمد مرفاوی (بندر امام)- نوراله اغاجری (ماهشهر)- یوسف نوری (شوش)-رضا لجمیری (مسجدسلیمان)-  همایون احمدی (مسجدسلیمان) - مسعود خرم نیا(مسجدسلیمان) -اردشیر رضایی  (مسجدسلیمان) مربی براتوند سرمربی رضا پرگر

نشسته :رضا چاچا- حسن شاهمرادیان (شوشتر)- عزیز ساکی (سوسنگرد)- امین بنت سعدون (آبادان)- کریم قنبری (دزفول )- ؟ (شادگان) بیژن یوسفی (مسجدسلیمان)-؟- صادق تخت شاهی (اندیمشک)- صبیح ساران (اهواز)


 
شنبه 28 تیر‌ماه سال 1393
mis و منشا پیدایش این عبارت



شاید بارها از خود پرسیده اید وجه تسمیه یا ریشه نامگذاری mis  بر شهرما ازکجاست . اگر به مکاتبات انگلیسی ها در زمان کشف نفت در شهر مسجدسلیمان توجه شود این ابهامات به راحتی رفع خواهد شد

این عکس یکی از سنگ قبرهای کارگران انگلیسی در قبرستان خارجی ها در ابتدای ورودی مسجدسلیمان می باشد .

اما نکته جالب توجه در ان نحوه نگارش نام مسجدسلیمان است . در ان ایام برمبنای این نگارش عبارت مسجدسلیمان یه دلیل طولانی بودن آن به سه حرف مختصر می شد که ترتیب این سه حرف همانگونه که مشخص شده  mis  می باشد . و این اختصار بدینگونه تا به امروز نیز ادامه داشته است .

متاسفانه بعضی به غلط عبارت mis  را بدون هیچگونه توجیهی مرتبط با سیستم اطلاعات مدیریت یعنی management information system   می دانند که کاملا اشتباه می باشد زیرا اصولا مبحثی بنام سیستم اطلاعات مدیریت مربوط به بعد از دهه پنجاه میلادی می باشد و این نظر یک ادعای واهی بیش نیست


 
یکشنبه 15 تیر‌ماه سال 1393
تصویربرداری بی سابقه از 4 قلاده پلنگ ایرانی در منطقه حفاظت شده "شیمبار" خوزستان


برای اولین بار از 4 قلاده پلنگ ایرانی در منطقه حفاظت شده شیمبار در خوزستان تصویر برداری شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه خوزستان، احمدرضا لاهیجان زاده، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان، اظهار کرد: این تصاویر که به وسیله یکی از محیط بانان منطقه حفاظت شده شیمبار به نام "سید سیف اله هاشمی" تهیه شده است، نشان دهنده سازگاری این گونه در زیستگاه کوهستانی خود است.

وی افزود: در این فیلم از چهار پلنگ ایرانی که در کنار هم بر روی صخره در حال استراحت هستند، تصویر برداری شده است.

لاهیجان زاده ادامه داد: پلنگ ایرانی در مناطق صخره‌ای و کوهستانی شمال استان خوزستان زندگی می‌کند. جمعیت این گونه که در لیست سرخ IUCNدر رده در خطر انقراض قرار دارد، در سالهای اخیر به دلیل تخریب زیستگاه و کم شدن طعمه که عمدتا از کل و بز، گراز ، خرگوش و سایر پستانداران کوچک تغذیه می‌کند، کاهش یافته است. با این حال مناطق حفاظت شده استان خوزستان، مامن و محلی برای ادامه حیات این گونه با ارزش است.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان گفت: پلنگ ایرانی با نام علمی panther pardusجزو خانواده گربه سانان ایران است. علاوه بر پلنگ ایرانی گونه‌های دیگر گربه سانان از جمله گربه جنگل گربه وحشی، کاراکال، سیاگوش و گربه شنی در استان خوزستان یافت می‌شود.

وی افزود: منطقه حفاظت شده شیمبار در 100 کیلومتری شمال شرقی مسجدسلیمان و ایذه قرار دارد. مساحت این منطقه 54000 هکتار و عمدتا از جنگل بلوط تشکیل شده است.


منبع خبر : ایسنا


 
یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393
اوست ماندگار

رحمت اله اورک پیشکسوت با اخلاق فوتبال خوزستان و مسجدسلیمان

بعلت عارضه کلیوی درگذشت

 

یادش بخیر و روحش شاد


 
یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393
پنجم خرداد روز اکتشاف نفت روز مسجدسلیمان گرامی باد

به بهانه پنجم خرداد روز تولد دوباره سرزمین من پارسوماش

روز مسجدسلیمان

روز فوران نفت در سرزمین تفتیده اما مقدس جنوب


می گویند زمانی که سورنا سردار شجاع سپاه امپراتور ایران (( ارد دوم )) از جنگ بر می گشت به پیرزنی برخورد .
پیرزن به او گفت وقتی به جنگ می رفتی به چه دلبسته بودی ؟
گفت به هیچ ! تنها اندیشه ام نجات کشورم بود .
پیرزن گفت و اکنون به چه چیز ؟
سورنا پاسخ داد به ادامه نگاهبانی از ایران زمین .

پیرزن با نگاهی مهربانانه از او پرسید : آیا کسی هست که بخواهی بخاطرش جان دهی ؟
سورنا گفت : برای شاهنشاه ایران حاضرم هر کاری بکنم .
پیرزن گفت : آنانی را که شکست دادی برای آیندگان خواهند نوشت کسی که جانت را برایش میدهی تو را کشته است و فرزندان سرزمینت از تو به بزرگی یاد می کنند و از او به بدی !
سورنا پاسخ داد : ما فدایی این آب و خاکیم . مهم اینست که همه قلبمان برای ایران می تپد . من سربازی بیش نیستم و رشادت سرباز را به شجاعت فرمانده سپاه می شناسند و آن من نیستم .
پیرزن گفت : وقتی پادشاه نیک ایران زمین از اینجا می گذشت همین سخن را به او گفتم و او گفت پیروزی سپاه در دست سربازان شجاع ایران زمین است نه فرمان من .
اشک در دیدگان سورنا گرد آمد .
بر اسب نشست .
سپاهش به سوی کاخ فرمانروایی ایران روان شد .
ارد دوم ، سورنا و همه میهن پرستان ایران هیچگاه به خود فکر نکردند آنها به سربلندی نام این سرزمین  اندیشیدند و در این راه از پای ننشستند .
به سخن ارد بزرگ : میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است .


یاد و نام همه آنان گرامی باد


 
پنج‌شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1393


 
یکشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1393
مادر

هدیه روز مادر به شیرزنان بختیاری

                                                  دست تهیه کننده کلیپ درد نکند

                                                          دانلود


 
شنبه 30 فروردین‌ماه سال 1393
مادر

دکتر شریعتی می گوید: 

 

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ...

 

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...

 

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...

 

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف  

 

قانونگذار می توانی ازدواج کنی ...

 

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...

 

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...

 

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...

 

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

 

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

 

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...

 

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

 

و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای  

 

صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های  

 

لرزان  مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای  

 

را  به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

 

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...

 

 

 و این، رنج است... 

 

  

و من چنین میگویم :  

 

 همه در برابرت سر تعظیم فرود می آورندزیرا تمامی زندگی ما به خاطر ایثار و مهر مادرانه ات ، شکوه عشق عارفانه ات و  صفای صادقانه ات  معنا می یابد


چون هستی من ز هستی اوست /تا هستم و هست دارمت دوست


 

             روزت مبارک 


 
سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1392

عید باستانی نوروز و

سال نو بر همه عزیزان مبارک






 
دوشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1392




با همین دیدگان اشک آلود ،
از همین روزن گشوده به دود ،
به پرستو ، به گل ، به سبزه درود !

به شکوفه ، به صبحدم ، به نسیم ،
به بهاری که می رسد از راه ،
چند روز دگر به ساز و سرود .

ما که دل های مان زمستان است ،
ما که خورشیدمان نمی خندد،
ما که باغ و بهارمان پژمرد ،
ما که پای امیدمان فرسود ،
ما که در پیش چشم مان رقصید ،
این همه دود زیر چرخ کبود ،

سر راه شکوفه های بهار
گریه سر می دهیم با دل شاد
گریه شوق ، با تمام وجود !

سال ها می رود که از این دشت
بوی گل یا پرنده ای نگذشت

ماه، دیگر دریچه ای نگشود
مهر ، دیگر تبسمی ننمود .

اهرمن می گذشت و هر قدمش ،
ضربه هول و مرگ و وحشت بود !
بانگ مهمیزهای آتش ریز
رقص شمشیرهای خون آلود !

اژدها می گذشت و نعره زنان
خشم و قهر و عتاب می فرمود .
وز نفس های تند زهرآگین ،
باد ، همرنگ شعله بر می خاست،
دود بر روی دود می افزود .

هرگز از یاد دشت بان نرود
آنچه را اژدها فکند و ربود

اشک در چشم برگ ها نگذاشت
مرگ نیلوفران ساحل رود .

دشمنی ، کرد با جهان پیوند
دوستی ، گفت با زمین بدرود ...

شاید ای خستگان وحشت دشت !
شاید ای ماندگان ظلمت شب !

در بهاری که می رسد از راه ،
گل خورشید آرزوهامان ،
سر زد از لای ابرهای حسود .

شاید اکنون کبوتران امید ،
بال در بال آمدند فرود ...

پیش پای سحر بیفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود

به پرستو ، به گل ، به سبزه درود !

                 فریدون مشیری


 
دوشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1392

خطی نوشته بود :

 

" من گشته ام نبود

تو دیگر نگرد

نیست "

این آیه ملال

در من هزار مرتبه تکرار گشت و گشت

چشمم برای اینهمه سرگشتگی گریست

در جستجوی آب حیاتی ؟

در بیکران این ظلمت آیا

در آرزوی رحم ؟ عدالت ؟

دنبال دوست ؟ عشق ؟

ما نیز گشته ایم ...

و آن شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر ...

آیا تو نیز چنان او انسانت آرزوست ؟

گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان

ما را تمام لذت هستی به جستجوست

پویندگی تمام معنای زندگی است

هرگز نگرد نیست

سزاوار مرد نیست


 
چهارشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1392
شعری از: شاهرضابابادی( کتاب" برگورآخرین عاشق جهان")



در اَنـدوهِ گُنگِ آن سـال ها

وقتی صبوری کردی وُ من / مثنویِ بی قراریِ خویش ،
زیرِ گلویِ ماه ، نقش بستم ! ـ
چه نابجا / حسودیِ ماه بردی وُ ـ
هی گفتی اَم: لابُد تُرا سَر و سِرّی ست با بلورِ گلویِ ماه!
و من
اگر عارَم نبود از چشمِ پاچِه پِلشتِ « زِلّه روز » ،
از گلویِ سِتَم بارترین صاعقه ی کافرْ کیش
لااقل ، به یک رباعی هم که می شد ـ
بی پاسخ نمی هِشتَمت !

حالا ماه گُل !
تو / هم باز صبوری بِکُن
تا نازکانه ترین نقشِ ناصبوری اَم
بَر کَشَم گِرداگِرد بلورِ گلوت …

آخر ، من که سَرْ زِ خود گَلویِ ماه اَنْدُوده نکردم به شعرِ خویش !
… شاید کسی به من گفته بود
که ماه ، بالغ ترین هَمْزادِ توست!
… و شاید هم در اَندوهِ گُنگِ خویش ـ
خواستم که روزهایِ تَنگِ گُم شدنت / دور از نگاهَ ام نباشد !…


 
چهارشنبه 25 دی‌ماه سال 1392


To fall in love
عاشق شدن
.
.
To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
.
.
To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
.


.
To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
.
.
To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو  گوش بدی
.
.
To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
.
.
To clear your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی
.
.
To receive a call from someone, you don’t see a lot, but you want to
کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه
.
.
To find money in a pant that you haven’t used since last year
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی
.
.
To laugh at yourself looking at mirror, making faces
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی!!!
.
.
Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
.
.
To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی
.
.
To accidentally hear somebody say something good about you
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه
.
.
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی!
.
.
To hear a song that makes you remember a special person
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره
.
.
To be part of a team
عضو یک تیم باشی
.
.
To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
.
.
To make new friends
دوستای جدید پیدا کنی
.
.
To feel butterfliesIn the stomach every time that you see that person
وقتی “اونو” میبینی دلت هری بریزه پایین !
.
.
To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
.
.
To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
.
.
See an old friend again and to feel that the things have not changed
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
.
.
To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
.
.
To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره
.
.
To laugh ……….laugh. ……..and laugh remembering stupid things done with stupid friends
یادت بیاد که دوستای نادانت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی
.
.
.
These are the best moments of life
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند
.
Let us learn to cherish them
قدرشون روبدونیم
.
“Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed”
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد
بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد
.
وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده
تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده…


 
دوشنبه 4 آذر‌ماه سال 1392

لحظاتی با صدای آقای سیاوش رضایی لذت ببرید

 برای دریافت ترانه روی عبارت دریافت فایل در سطر زیر کلیک کنید

                                                    

                                                             دریافت فایل


 
دوشنبه 27 آبان‌ماه سال 1392
ویکتورهوگو می گوید:
 
از سارقان و جانیان نترسید.
خطرهای بیرونی ، خطرهای ناچیزند.
باید از خودمان بترسیم.
غرض ورزی ها، سارقان واقعی و خباثت ها، جانیان واقعی اند.
خطرهای بزرگ در اندرون ما هستند.
چرا باید از چیزهایی که سر ویا کیف مان را تهدید می کنند، بترسیم؟
بگذارید به جایش به چیزهایی که وجدان مان را تهدید می کنند، بیاندیشیم ...


 
یکشنبه 28 مهر‌ماه سال 1392
تیم دارایی مسجدسلیمان سال 1361 قهرمان باشگاههای مسجدسلیمان

ایستاده از راست به چپ : امیرحسین جمالی - محمد زمان پناهی - شاهپور دوستانی - کیومرث نبی اله - حمید جاویدان -  اردشیر رضایی

نشسته : مرحوم علیرضا صالحی - مرحوم علیمراد بابادی - حسین جلیلی - حسینعلی باهو - مسلم سلیمانی

غایبین عکس : غلامرضا رضایی - بهروز مکوندی - شاهپور کریمپور - پرویز کریمی و...


 
سه‌شنبه 23 مهر‌ماه سال 1392

=============

خدایا! مرا معبر آرامش کن ؛‌
تا آنجا که نفرت هست ، عشق جاری سازم آنجا که خطا هست ، بخشایش بگسترم آنجا که جدایی هست ، وصل بیافرینم آنجا که لغزش و دروغ هست ، حقیقت بیاورم
آنجا که تردید هست ، ایمان بیاورم آنجا که ظلمت هست ، نور بتابانم و آنجا که اندوه است ، شادی منتشر کنم

              قسمتهایی از دعای مادر ترزا

التماس دعا


********

 انسان تنها حیوانی است که می تواند از خود ناراضی باشد .عذاب وجدان و یا ندامت و پشیمانی همیشه امکانی است برای خودآگاهی انسان آزاد اندیش .

اما اگر ما بطور غریزی آزاد هستیم پس چرا برای این آزادی عمل احساس که در ذات ماست کشمکش درونی داریم و ندامت می کنیم ایا این از فطرت پاک انسانی نیست و ایا این بواسطه حس مسئول بودن و متعهد بودن به تعهدات اجتماعی نیست ایا بخاطر این نیست که انسان یگانه موجود زنده ای است که قادر است مفاهیم قراردادی ایجاد نماید و پایبند آن باشد

پاسخ را شاید بتوان در هنجارهای اخلاقی  انسان یافت .مجموعه ای از قوانین رفتاری و ارزش هایی که در یک جامعه نهادینه می شود. یا رمز و رازهایی که در فطرت پاک انسانی نهفته است و مبدا و منشا آن خداست


حس دنـیــا نــردبـان ایـن جـهــان
حس دیــنـــی نـــردبـان آسـمـــان
صحت این حس بجویید از طبیب
صحت آن حس بخواهید از حبیب
صحت این حس ز معموری تن
صحت آن حس ز ویـرانـی بـدن
(مثنوی، دفتر اول ، ب ۳۰۳-۳۰۵)


 
سه‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1392
به پاس گرامیداشت 8مهر روز مولانا

مولانا رفیع ترین قله حکمت و ادب ایران

صورت از بی صورتی آمد برون       باز شد که إِنَّا إِلَیهِ راجعون

پس ترا هر لحظه مرگ و رَجعتیست      مصطفی فرمود: دنیا ساعتیست

فکر ما تیری است، از هو در هوا       در هوا کی پایدار آید ندا ؟

هر نفس نو می شود دنیا و، ما       بی خبر از نو شدن، اندر بقا

عمر همچون جوی، نو نو میرسد       مستمری مینماید در جسد

آن ز تیزی، مستمر شکل آمدست       چون شرر، کش تیز جنبانی به دست

شاخ آتش را بجنبانی به ساز       در نظر آتش نماید بس دراز

این درازی مدت از تیزی صنع       مینماید سرعت انگیزی صنع        

  (مثنوی)


مردن تن در ریاضت زندگیست
رنج این تن روح را پایندگیست

تابدانی که زیان جسم ومال
سود جان باشد رهاند از وبال


 
چهارشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1392
به بهانه روز معلم

به خودم می گفتم:بچه ها تنبل و بد اخلاقند

دست کم میگیرند

درس ومشق خود را

باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم

 و نخندم اصلا

تا بترسند از من

و حسابی ببرند

خط کشی آوردم،

درهوا چرخاندم...

 چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید

...


ادامه مطلب ...

 
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392
چال تو چال


آفتاب اواخر خرداد به میان آسمان نرسیده بود که ماشین جیپ سبز رنگی در کوره راهی پر دست انداز و ناهموار ، کج و راست می شد و به سوی آبادی می آمد.

شعبان زودتر از بقیه بچه ها فریاد زد :

- امنیه ها آمدند ! امنیه ها آمدند !

و مش فرضعلی که در سایه دیوار خانه شان روی دو زانو نشسته بود و سیگار می کشید به صدا درآمد:

- نظر بگیریه ، نظر بگیریه

...          (داستان اجباری از مجموعه داستان چال تو چال)

نگارش : محمد اژدری

ناشر : ارسطو

چاپ 1391


 
سه‌شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1392
یاد ایام

 چهره های قدیمی ورزش مسجدسلیمان و باشگاه دارایی  در کنار دبیرستان سینا عید 92

    آقای لطیفی (قهرمان سابق بوکس ایران و آسیا) - پور افضل - علی اصغر جمالی - اصغر سلطانی - کاووس قلی گله - بهزادی (والیبال خوزستان) - شکرآمیز (برادر مرحوم شکرآمیز دروازه بان دارایی) 

کیومرث نبی اله - غلامرضا رضایی - گلگیری - فانوسی - فروتن

 


 
دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392
ای بهار - فریدون مشیری

  ای بهار


ای بهار


تو پرنده ات رها


بنفشه ات به بار


می وزی پر از ترانه

 

می رسی پر از نگار

 

هرکجا رهگذار تست


شاخه های


ارغوان شکوفه ریز

 

خوشه اقاقیا ستاره بار


بیدمشک زرفشان


لشکر ترا طلایه دار

 

بوی نرگسی که می کنی نثار


برگ تازه ای که می دهی به شاخسار


چهره تو در فضای کوچه باغ


شعر دلنشین روزگار


آفرین آفریدگار


ای طلوع تو

 

در میان جنگل برهنه

 

چون طلوع


سرخ عشق


چون طلوع سرخ عشق

 

پشت شاخه کبود انتظار


ای بهار

 

ای همیشه خاطرت عزیز


عاقبت کجا ؟


کدام دل ؟


کدام دست ؟


آشتی دهد من و ترا؟


تو به هر کرانه گرم رستخیز

 

من خزان جاودانه پشت میز


یک جهان ترانه ام شکسته در گلو

فریدون مشیری


 

شعر بی جوانه ام


نشسته روبرو


پشت ای دیرچه های بسته


می زنم هوار


ای بهار ای بهار ای بهار

 

 
چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391

شعر پاییز اخوان ثالث



آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن .
پادشاه فصلها ، پائیز .

**** مهدی اخوان ثالث


 
چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391

بزرگترین مصییت وقتی است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشیم و نه شعوری برای خاموش ماندن.


   1       2       3       4       5       ...       18    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 509807


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
پست الکترونیکی email: miscityardeshir@yahoo.com

شناسنامه کامل من...
 


} type=text/javascript >

کد نمایش آب و هوا

کد نمایش آب و هوا