شهرمن M.I.S
  
 مسجدسلیمان (پارسوماش)زادگاه کورش واولین شهر پارسی تبار
 

 M.I.S city شهر من مسجد سلیمان
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع بندی
 
چهارشنبه 22 شهریور ماه سال 1385

باتشکرازآقا محمدکه این عکس رابرایم فرستاده

 

نه

من پرمی کشم

وبه شیوه ی صبح

ازگلوی خشک این شب تیره

                      گذرخواهم کرد

تاپروانه ای بجویم

که به گردخون سبزم گردش کند

----- یارمحمداسدپور ------


 
چهارشنبه 22 شهریور ماه سال 1385
مرثیه

وتوکه ترکه به اسبت زدی ورفتی

تاستاره را

به تیره ترین شب تقدیربسپاری

چوپانان دل برشته کوهستان

اندوهت راترانه می کردند

دیری ست دره های دهان گشادخاموشند

وازهمین جاده هاکه تو راصبح علی الطلوع بدرقه می کردند

نرینه ای خبرازبارش باران نیاورده است

ازدورکه نگاهت می کردم سنگ چین امام زاده ای بودی

که کفرهیچ رهگذری آلوده اش نکرده است

دیشب که باماه برنیامدی

کرناها رابرافروختند

سپیده دم که عاشقت یافتم

درشیب صخره هاجوباری ازگل سرخ می لغزید

توسپیدارمردی بودی

که امنیه ها یاغی ات می خوانند

بی آنکه بدانندشانه ات آبشخورگوزن های هراسان است.

------ شعرازکورش کیانی قلعه سردی -----


 
یکشنبه 19 شهریور ماه سال 1385
سینه مالامال درداست ای دریغا مرهمی

یکی از دوستان به نشانی به http://www.setinom.mihanblog.com/  ازمطلب قبلی ام انتقادکرده که لازم است پاسخی به آن عزیز بدهم

دوست عزیز که درنجف آباداز نعمت آب وگازشهری برخورداری نمی دانم درگرمای طاقت فرسای تابستان جنوب مفهوم بی آبی را تجربه کرده ای وقتی که هر 48 ساعت فقط 2ساعت آنهم درنیمه شب بتوانی شیرآب رابازکنی تا باکاسه وقابلمه ابگیری کنی تازه  گاهی همین 2 ساعت هم بااشکال مواجه می شود.من مادرپیری رامی بینم که سیلندر گاز بردوش مسافت زیادی رابرای تعویض سیلندرناچار است طی کنداینها که دردنیای امروز دیگرجزء بدیهیات زندگی قلمدادمی شود

راستی حتما می دانی که سدشهیدعباسپور( بزرگترین سدکشور)وسدکارون 4 یامسجدسلیمان بیخ گوش ماست کارون پرآبترین رودکشورازکنارمان می گذرد.حتما می دانی که گازبزرگترین پالایشگاه پتروشیمی کشورازمسجدسلیمان تامین می شود اینها مانندبیداداعتیاد وزردی روی همشهریانم که  همه واقعیت است. می گویند حقیقت فقط آن چیزی نیست که می بینی بلکه آن چیزی است که فکرمی کنی آیا شما اینطورفکرنمی کنی .آیا شما اینها رانمی بینی!!

نمی دانم من وامثال من کاره ای نبوده اند اما به حکم وظیفه بارها این موارد بصورت مکتوب به گوش مسئولین رسانده شده اما متاسفانه ای دریغا مرهمی دیگربقول نیما نمی دانم ؛ به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خودرا ؛

اگربه آرشیو مطالب وعکس هایم نگاه کنی همیشه درپی این بوده ام تا زیبایی های شهرم رابه تصویر بکشم اما مگرمی شودواقعیات رامنکرشد

من هم افسوس می خورم  چرا علیرغم همه قابلیت ها واستعدادها دراین شهر نه آب است ونه گاز ونه نان اما تا دلت بخواهدفقر است ویاس  . می دانی  مردم شریف اینجا فقط باغرور گذشته هاشان است که دلخوش هستند

شایدصدهایا هزاران خودرو که روی آن حک شده ام ای اس دیده ای آیا اینها نشانه علاقه وتعصب مردم به شهرشان نیست ایا این تعصب وعلاقه خودخمیرمایه وحدت نمی باشدمطمئن باش که این مردم نه اهل نفاق هستند ونه باتفرقه سازگاری دارنداگر دراین شهر هم نشانه ای ازتفرقه دیدی برای یافتن ریشه اش بایدبالای سرت را نظاره کنی

باسپاس

 


 
سه شنبه 14 شهریور ماه سال 1385
نرسید و نخواهد رسید

درلطایف الطوایف نقل است :

پادشاهی‌ از حاضران‌ مجلس‌ خود معمایی‌ پرسید که‌ آن‌ چیست‌ که‌ پارسال‌ نرسید، امسال‌ نمی‌رسد و سال‌ آینده‌ هم‌ نخواهد رسید، سربازی‌ که‌ در آن‌ مجلس‌ حاضر بود گفت‌: مواجب‌ من‌ است‌. پادشاه‌ خندید و دستور داد تا مواجب‌ دوسالة‌ او را نقداً دادند و حقوق‌ آینده‌اش‌ را نیز دوبرابر کرد.

این معما حکایت معمای جاده مسجدسلیمان -شهرکرد است شبیه حکایت معمای شبکه گازمسجدسلیمان  شبیه حکایت معمای آب مسجدسلیمان و...است با این تفاوت که کسی نیست تا به لطف خنده ای این رویاهای  ابلها...  را تحقق بخشد اما می‌خواهم بگذارم رویاهایم زنده بمانند. این را از آن درخت کنار خشکیده ای که دورترها رانظاره می کند .اززمین عریانی که چشم به آسمان دارد وازکودک گرسنه ای که چشم به دستان مادر دوخته آموختم.درهرحال تنها راه آوردن رویاها ازدنیای دوردست به این دنیا هم عشق است چیزی که مامسجدسلیمانی ها ازآن بهره مندیم شاید این ها همه تکرارمکررات است اما کافی است باور کنید که مانند لذت خراشیدن زخم کهنه دیگربیان دردهای ما از خوشی های عادی زندگی لذتبخش تر شده است

میان آفتاب‌های همیشه

زیبائی‌ی تو

            لنگری‌ست _

نگاه‌ات

        شکست ستمگری‌ست _

و چشمان‌ات با من گفتند

که فردا

روز دیگری‌ست.

ا.بامداد

 

 

بگذریم کلام حضرت مولانا راعشق است که می گوید:

 

                                                                                                      ......

اندر دل درد خانه داریم

درمان نبود چو همچنینیم

 

.......

 

چون ساده تر از روان پاکیم

پر نقش چرا مثال چینیم

 

پژمرده شود هزار دولت

ما تازه و تر چو یاسمینیم

 

گر متهمیم پیش هستی

اندر تتق فنا امینیم

 

ما پشت بدین وجود داریم

کندر شکم فنا جنینیم

( دیوان شمس )



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 196429


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
پست الکترونیکی email: miscityardeshir@yahoo.com