شهرمن M.I.S
  
 مسجدسلیمان (پارسوماش)زادگاه کورش واولین شهر پارسی تبار
 

 M.I.S city شهر من مسجد سلیمان
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 24 دی ماه سال 1385
نشانی
نشانی
======
خانه دوست کجاست ؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟
=== سهراب سپهری === 

 
چهارشنبه 20 دی ماه سال 1385
خونچکان

چه می کند؟!

این شاهین بال پریده به سوی

کجای دشت را

نظاره می کند

ومنقارش بریال کدام فاخته

به هواخواهدجست

خدایا!

این فکر رهایم نمی کند

که کجای دشت

خونچکان می شود!

==== یارمحمد اسدپور ===


 
دوشنبه 11 دی ماه سال 1385
چشم براه پاسخ

 

چند روز پیش که به آثارباستانی سرمسجد رفته بودم این بچه ها را درکنار آثارباستانی مشغول بازی دیدم شادوخرم وبی خیال ازهیاهوی روزگار .عشق فوتبال دراین سرمای هوا آنها را ازسرمسجد وچهاربیشه به این نقطه کشانیده بود تا درسوز وسرما باپای برهنه  بدنبال توپ پلاستیکی بدوند شاید خیلی ازآنها درهمین فوتبال افرادموفقی شوند وشاید بعضی ازآنها هم ...آینده رانمی توان پیش بینی کرد اما می توان برای آیندگان چاره ای کرد ومسیری برای آینده آنها ساخت. هیاهو وبازی آنها گرمی ونشاط خاصی دارد امادرهرحال این نشاط وعلاقه واین حلقه های شادی را نباید به راحتی ازدست دهیم

==

خدایا

آنان که همه چیز دارندمگرتورا

به سخره می گیرندآنان راکه هیچ ندارندمگرتورا

هرکودکی

با این پیام بدنیا می آید

که خدا هنوزازانسان نومیدنیست

خدا به انسان می گوید

شفایت می دهم

ازاین روکه آسیبت می رسانم

دوستت دارم

ازاین روکه مکافاتت می کنم

آنان که فانوسشان را

بر پشت می برند

سایه هاشان پیش پایشان می افتد

ماه روشنی اش رادرسراسرآسمان می پراکند

ولکه های سیاهش رابرای خودنگه می دارد

کاریز خوش داردخیال کند

که رودها

تنها برای این هستند

که به او آب برسانند

خدا

نه برای خورشید

ونه برای زمین

بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد

چشم براه پاسخ است!

== رابیندرانات تاگور====


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 196481


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
پست الکترونیکی email: miscityardeshir@yahoo.com